خبرگزاری حوزه | شرایطی که منطقه غرب آسیا با تحولات امنیتی بیسابقهای مواجه شده و دشمنان جمهوری اسلامی ایران از هر ابزار نظامی، اطلاعاتی و شناختی برای ایجاد مانع در مسیر توسعه و امنیت کشور بهره میبرند، بازاندیشی و تمرکز جدی بر ظرفیتهای پدافندی ایران و همچنین اهمیت حیاتی «پدافند شناختی» به عنوان یکی از ارکان کلیدی امنیت ملی، به یک ضرورت اجتنابناپذیر تبدیل شده است.
در روزهای گذشته، جمهوری اسلامی ایران بار دیگر هدف حملات متجاوزانه رژیم صهیونیستی قرار گرفت؛ رژیمی که در هماهنگی با سرویسهای غربی، حملاتی هدفمند به فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای و مراکز حساس کشور ترتیب داد. با این حال، آنچه در بحبوحه این هجمهها کمتر برجسته شد، بازسازی سریع و معجزهوار قدرت پدافندی جمهوری اسلامی بود. ایران نه تنها در برابر تجاوزهای سایبری و نظامی، در زمانی کوتاه واکنش داد، بلکه توانست با بازیابی ساختار دفاعی، آسمان کشور را در برابر پرندههای متخاصم، پهپادها و حتی جنگندههای نسل پنجم، امن نگه دارد. این دستاورد، حاصل تلفیق دانش بومی، زیرساخت فناورانه، و تجربهی چهل سالهی مقاومت است.
موفقیت در رهگیری و هدفگیری جنگنده پیشرفته اف-۳۵ اسرائیل، که در برخی گزارشها به دستگیری خلبانان آن نیز اشاره شده، نشانهای از توان بازدارندگی ایران در برابر تهدیدهای سطح بالا است. چنین رویدادهایی، اگرچه در رسانههای جریان اصلی جهانی سانسور یا تحریف میشوند، اما واقعیت میدانی را تغییر نمیدهند: ایران امروز نهتنها قدرت بازدارندگی فعال دارد، بلکه در شناسایی و مهار تهدیدات پیشدستانه نیز به بلوغ امنیتی رسیده است.
اما همانگونه که میدان نبرد در عصر حاضر صرفاً محدود به درگیریهای پدافندی و آفندی نیست،. نفوذ دشمن به لایههای شناختی و فرهنگی جامعه، یکی از جدیترین مخاطرات امروز است. بخشی از عملیات دشمن، معطوف به ایجاد تردید در اقتدار نظام، تضعیف روحیه عمومی، و القای بیکفایتی نهادهای امنیتی و نظامی است. این تهدید، نه در میدان رزم، بلکه در میدان افکار عمومی جریان دارد و مقابله با آن، مستلزم هوشیاری رسانهای، سواد امنیتی و حضور پررنگ نخبگان در عرصه تبیین است.
پدافند شناختی در این میان نقشی فراتر از یک ابزار جانبی دارد؛ این پدافند، سنگر اول در مقابله با تهدیدات ترکیبی است. هنگامی که دشمن، دستاوردهای دفاعی کشور را تحقیر میکند یا با بزرگنمایی نقاط ضعف، اعتماد عمومی را هدف میگیرد، مسئولیت اصحاب رسانه، تحلیلگران، نخبگان حوزوی و دانشگاهی و اهل قلم دوچندان میشود. آنچه نباید فراموش شود، این است که پدافند هوایی و موشکی، اگر با پدافند شناختی پشتیبانی نشود، به تنهایی نمیتواند امنیت پایدار ایجاد کند.
در سوی دیگر این نبرد، رژیم صهیونیستی با تکیه بر حمایت بیقید و شرط ایالات متحده و کشورهای اروپایی، تصور کرده که میتواند با ایجاد رعب و طراحی عملیاتهای محدود، ایران را وادار به عقبنشینی کند. اما بهروشنی مشخص شده که محاسبات تلآویو با واقعیتهای میدانی فاصله بسیاری دارد. ناکارآمدی گنبد آهنین در برابر حملات دقیق و غافلگیرانه جمهوری اسلامی، نشانهای آشکار از این اشتباه محاسباتی است.
رژیم صهیونیستی، در مقام نیابتی غرب در منطقه، با تصور تضعیف بنیه موشکی و هستهای ایران وارد میدان شد، اما اکنون خود را در میانه تلهای میبیند که خروج از آن نهتنها ممکن نیست، بلکه بهتدریج به زوال امنیت راهبردیاش میانجامد. تداوم این مسیر، آنچنانکه رهبر معظم انقلاب نیز تصریح کردند، «نیروهای مسلح با قدرت عمل خواهندکرد و رژیم رذل صهیونی را بیچاره خواهندکرد. رژیم صهیونی از این جنایت، سالم خلاصی نخواهدیافت.»
در این میان، نباید از نقش مهم مشارکت مردمی غافل شد. امنیت ملی، پروژهای نخبگانی نیست، بلکه مفهومی اجتماعی است که بدون همراهی مردم، نهادهای اطلاعاتی و نظامی نهادهای اطلاعاتی و نظامی قادر به تحقق اهداف بلندمدت خود نخواهند بود. از همین رو گزارشدادن تحرکات مشکوک، مقاومت در برابر شایعات و حفظ روحیه ملی، وظیفهای شرعی، انسانی، اخلاقی و ملی است که هر فرد در حفظ امنیت و اقتدار کشور بر عهده دارد.
در پایان باید گفت که اقتدار پدافندی ایران، نتیجه دههها تلاش، تجربه، و خون دل خوردن نسلهایی است که استقلال را به بهای جان خویش به دست آوردهاند. اکنون که دشمن، جبهه جدیدی را در میدان شناختی گشوده، وظیفهی ما ایستادگی در این میدان و روایت درست از واقعیتهای دفاعی کشور است. همانگونه که سربازان گمنام و نیروهای پدافندی در سکوت و مظلومیت، حافظ آسمان ایراناند، اهالی اندیشه و رسانه نیز باید آگاه باشند که جبههای دیگر گشوده شده است؛ جبههای که در آن سکوت، خیانت است.
علی صالحی
انتهای پیام ۳۱۳/۴۹










نظر شما